تبلیغات
. - نگاهی تاریخی به آزادی بیان در دولت ها
.

می نویسم تا بگویم آن چه ناگفتنی است.

نگاهی تاریخی به آزادی بیان در دولت ها

یکشنبه 4 خرداد 1393

نوع مطلب :مسائل روز، 

آزادی بیان ترکیب واژه است که به همانند تمام انواع دیگر آزادی دستمایه اهداف سیاسی واقع و عکس العمل در قبال آن به نوعی کالای تبلیغاتی مبدل گشته است. هر دولتی که بر مسند اجرایی کشور قرار می گیرد با نگاهی که به مسئله نقد دارد به اقدام در حوزه آزادی بیان پرداخته و نشانی از تفکر خود در مبحث آزادی نقد به جای می گذارد.

در این وجیزه سعی بر این است که رویکرد دولت های سازندگی ، اصلاحات ، مهر و تدبیر و امید را در این زمینه بررسی کنیم. در قسمت اول به دولت های سازندگان و اصلاحات می پردازیم و در شماره بعد نیز دو دولت مهر و تدبیر و امید را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1. دولت سازندگی (1376-1368):

دولت آقای هاشمی که با شعار اقتصادی و سازندگی اقتصادی روی کار آمده بود و به سیاسی شدن فضای کشور و علی الخصوص دانشگاه واکنش های منفی نشان می داد در پاسخ به منتقدانش سیاستی را در پیش گرفت که در حدیث دیگران به خفقان سیاسی مشهور شد. دولت سازندگی به هرگونه انتقاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برچسب تخریب زده و از ادامه آن جلوگیری می کرد. به عنوان مثال، عزت الله سحابی از چهره های ملی مذهبی می گوید: (در اواخر دهه 60) ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود كه اولاً اوضاع اقتصادی كشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم این كه وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است كه ما در انزوای كامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، 23 نفر را بازداشت كردند كه یكی از آنها من بودم ... بعد از دستگیری ها، در كمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی كه مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض كردند كه چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود:  «رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را كم كنیم.»1

همچنین بازخوانی دوران 8 ساله دولت هاشمی رفسنجانی نیز نشان می دهد یکی از رخوت آلود ترین دوران دانشگاه ها پس از پیروزی انقلاب در این دوره رقم خورده است بگونه ای که اصلی ترین تشکل دانشجویی منتقد دولت وقت یعنی دفتر تحکیم وحدت با فشارهای متعددی از سوی وزارت علوم دولت آقای هاشمی دست و پنجه نرم می کرده است و حتی اجازه برگزاری برخی از نشست های دانشجویی که در آن قرار بوده نسبت به دولت وقت نقد شود، نداشته است. علی خضریان از محققان جنبش دانشجویی ایران در این باره می گوید: «در دانشگاه تهران یک همایش قرار بود برگزار شود در خصوص نقد و بررسی اقتصاد لیبرال از طرف دفتر تحکیم وحدت که آقای احمد توکلی یکی از اصلی ترین طراحان و پیشنهاد دهندگان آن بود اما برای این که این نقد صورت نگیرد،  دولت کل همایش را از بین می برد و آن سال دفتر تحکیم حتی انتخاباتش را نمی تواند برگزار کند.»2

2. دولت اصلاحات (1384-1376):

پس از ایجاد فضای بسته سیاسی در دولت آقای هاشمی و عدم تلاش برای ورود جوانان به مباحث سیاسی و مهم کشور در میانه های دولت ایشان مقام معظم رهبری در 12 آبان 1372 و در دیدار با جمعی از نخبگان  با اشاره به فضای دانشگاه ها تصریح کردند:

«بنده دلم مىخواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّى دانشآموزان مدارس، روی ریزترین پدیدههاى سیاسى دنیا فكر كنید و تحلیل بدهید. گیرم كه تحلیلى هم بدهید كه خلاف واقع باشد؛ باشد. خدا لعنت كند آن دست هایى را كه تلاش كردهاند و مىكنند كه قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسى كنند. كشورى كه جوانانش سیاسى نباشند، اصلاً توى باغ مسائل سیاسى نیستند، مسائل سیاسى دنیا را نمىفهمند، جریان هاى سیاسى دنیا را نمىفهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین كشورى مىتواند بر دوش مردم، حكومت و حركت و مبارزه و جهاد كند؟»

بسیاری از تحلیل گران این سخنرانی را آغاز ایجاد فضای باز سیاسی در کشور می دانند و از آن به عنوان پدیده ای یاد می کنند که چهار سال بعد پیروزی محمّد خاتمی را در انتخابات ریاست جمهوری موجب شد. خاتمی که رقیب اصلیش یعنی ناطق نوری متهم به دنباله روی از سیاست های هاشمی (و عدم علاقه مندی به انتقاد) بود، با کوبیدن بر کوس آزادی و سر دادن شعار های جوان پسند از فضای دانشگاهی بیشترین استفاده را برد و به پاستور رفت.

اما دولت اصلاحات تبدیل به یک امپریالیسم رسانه ای شد. شکل گیری حلقه های فکری کیان و بسته های فکری اتاق های شورای عالی امنیت ملی و دفتر استراتژی مجمع تشخیص که خوراک دهندگان اصلی روزنامه ها و نشریات عظیم حامی دولت بودند در این دوران باعث رونق رسانه های مکتوب در کشور شد. اما نکته قابل توجه این است که دولت اصلاحات به قولی از آن طرف بام افتاد و آزادی بیان را فقط در نقد و تخریب مبانی اسلام مجاز می دانست تا جایی که به گواه تاریخ کمترین مقاله انتقادی و کمترین انتقاد رسانه ای از دولت خاتمی انجام شده است؛ لیکن در آمارها آمده است که بیش از  5000  بار به مقدسات دینی  در 8 سال اصلاحات توهین شده است. برای نمونه:

تلاش برای قرار دادن جمهوری اسلامی در مقابل دموكراسی و آزادی مدنی:       « سیره حضرت علی(ع) و سایر فرق مذهبی در صدر اسلام، دموكراسی در انتخاب رهبری و عدم تعیین رهبر برای مردم بوده است.»3

تبلیغ گسترده مبانی نظری فرهنگ غرب و زیر ساخت های تئوریك فرهنگ آمریكایی: «امروز به جرأت می توان گفت در زندگی قومی كه عزم تعالی و پویایی كرده است هیچ تحولی كار ساز نخواهد بود مگر آن كه از متن تمدن غرب بگذرد و شرط دگرگونی اساسی، آشنایی با تمدن غرب و لمس روح آن یعنی تجدد است.»4

و هزاران نمونه دیگر. در آخر نیز می شود اشاره کرد که غوغاسالاری این روزنامه ها در حدی بود که اگر بعضاً هم با توجه به شکایات متعدد روزنامه ای بسته می شد، تیم اداره کننده آن در کوتاه ترین مدت صاحب روزنامه دیگری می شد مثلاً :

روزنامه جامعه، اولین روزنامه نزدیك به حزب مشاركت بود كه از 16/11/76 به مدت شش ماه، 120 شماره منتشر نمود. در ابتدای مرداد 1377 این روزنامه توقیف گردید. این روزنامه كه حلقه اول روزنامههای زنجیرهای طرفدار حزب مشاركت قلمداد میشد، توسط حمیدرضا جلاییپور، از اعضای ارشد حزب مشاركت، هدایت میشد. توقیف روزنامه جامعه به این شكل بود كه پس از آن كه شش مورد شكایت از روزنامه جامعه در شعبه 34 دادگاه عمومی تهران به ثبت رسید و تفهیم اتهامات به مدیر مسئول آن انجام شد، جلسه دادگاه، صبح روز دوشنبه 18 خرداد ماه 1377 برگزار گردید. با اتمام جلسه دادگاه، هیئت منصفه رأی به مجرمیت مدیر مسئول روزنامه جامعه داد و قاضی نیز با توجه به نظر هیئت منصفه و به استناد مواد 608 و 640 قانون مجازات اسلامی رأی بر محكومیت جلاییپور داد و امتیاز این روزنامه مشاركتی لغو گردید. افراطیون با لغو امتیاز روزنامه جامعه اعلام كردند كه روزنامه دیگری با همان شیوه و مشی منتشر خواهند كرد و دیری نپایید كه روزنامه توس را به دكه روزنامهفروشیها فرستادند. از 3/5/77 بلافاصله بعد از توقیف جامعه و در مدت پنجاه روز، 45 شماره از روزنامهی توس منتشر شد. روزنامهی توس همان روش ساختارشكنی و تشنجآفرینی روزنامهی جامعه را با همان نویسندگان كه در بین آنها روزنامهنگاران رژیم شاه نیز به چشم میخوردند، در پیش گرفت.

ادامه دارد...

پی نوشت ها:

 1.  روزنامه فتح- چهارشنبه 2 بهمن 1378- شماره 49- صفحه 6

 2. کتاب تاریخ جنبش دانشجویی مسلمان، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 403

 3. سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، 23/8/78

 4. سید محمد خاتمی، روزنامه سلام، 3/2/75


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها