تبلیغات
. - گره تضاد یا تقابل ، راه حل درک واقعیت
.

می نویسم تا بگویم آن چه ناگفتنی است.

گره تضاد یا تقابل ، راه حل درک واقعیت

یکشنبه 3 آذر 1392

* در راه  رسیدن به فتوحات سیاسی همانند جنگ سخت شناخت از دشمن باید همه جانبه باشد. باید ادوات جنگی و تعداد نیروها به خوبی شناسایی شود. خطر بی گدار به آب زدن در صحنه سیاست اگر بیش تراز عملیات خاکی نباشد، کمتر از آن نیست. مسئله هسته ای ایران یک نبرد کامل استراتژیک است. لیکن باید هدف آن شناخته شود. شناسایی هدف نیز مستلزم آشنایی کامل با مبانی گفتمانی انقلاب اسلامی است. راهکار برون رفت از این چالش در این نهفته است که گره کور ، تضاد یا تقابل با آمریکا باز شود و ابن میسر نیست مگر با نگرش صحیح. حل مسئله هسته ای از را ه مذاکره با آمریکا و یا هر کشور دیگر اگر به منظور به رسمیت شناختن تاسیسات ایران در مجامع بین المللی باشد، اشتباهی محاسباتی است که نباید دچار آن شد. اگر چه تبعات خیالی این موضوع ممکن است رفع تحریم ها، تبادل اطلاعات با دنیا، پیوستنن به سازمان های چند ملیتی و نهایتا رشد و توسعه صنعت باشد، اما نکته قابل تأمل عدم شناخت صحیح از دشمن و به دام حربه های او افتادن است. آن عده از سیاستمدارانی که گمان می کنند با حل موضوع هسته ای جهان استکبار به سر دم داری آمریکا، بهانه ای دیگر برای تقابل با انقلاب اسلامی ندارد سخت در اشتباهند. اینان همان کسانی هستند که با تنزلّ از مفهوم انقلاب اسلامی به جمهوری اسلامی قانع شده اند.

اما دید دیگری که درست تر و عاقلانه تر می نماید، نگاهی با محوریت اثبات ام الشّر بودن و شیطان بزرگ بودن آمریکا و دیگر جهانخواران فاسد و مستکبر است. در این نوع نگاه که فی الجمله تمامی حسنات اقتصادی و صنعتی را نیز به دنبال خواهد داشت، هدف و نیت از گشودن گره مسئله هسته ای نشان دادن چهره واقعی انقلاب اسلامی و دشمن ارشدش یعنی آمریکای جنایت کار است. امروز تریبون 1+5 رسانه ای است عظیم که می توان برای رساندن صدای همیشه مظلوم ولی حق انقلاب اسلامی و دادن پیام جهان شمول آن به پهنه گیتی نهایت استفاده را از آن برد. مهم نحوه سیاست گذاری ها و چینش صحیح مهره های این بازی است. آن دسته از تحلیل های ارائه شده در روزها و هفته های گذشته که بر پایه عدم تایید محرمانه ماندن مذاکرات 1+5 تقریر شده اند، همگی تلاشی بوده اند تا این نکته را بیان کنند که اِشکال اساسی موجود در روابط میان آمریکا و ایران تقابل مصداقی نیست؛ بلکه تضاد ایدئولوژیک است که فقط در صورتی برطرف خواهد شد که یکی از طرفین از عقیده خود عقب نشینی کنند.

نتیجه این چنین نگاهی این است که یقین حاصل می شود، دشمنی آمریکا با ایران و به تبع آن دشمنی ایران با آمریکا (تصدیق می شود که دشمنی با جهان بینی و استکبار محوریِ آمریکا) حل نشدنی و مصداق بازر تضاد میان جبهه حق و باطل است. آمریکا از صدر انقلاب در کلام امام خمینی (ره)، تا کنون در لسان امام خامنه ای (حفظه ا...) همیشه به عنوان غیریت(1) انقلاب اسلامی مطرح بوده است.

اگر امروز انقلاب اسلامی به مرحله ای از رشد خود رسیده است که مباحثی همچون نیل به تمدن نوین اسلامی، سبک زندگی اسلامی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت توسط رهبر آن مطرح می شود باید دانست که این ها همه در گرو توانایی ها درونی آن است.

در مباحث تمدن سازی کارشناسان بر این باورند که تمدن زمانی شکل می گیرد که نیازهای درونی هر منطقه با استفاده از امکانات و پتانسیل های درونی خودش مرتفع شود. اگر قدری انصاف به خرج دهیم و خاطرات تاریخ نه چندان دور دهه های گذشته را مرور کنیم متوجه می شویم که زمان هایی که نوع نگرش ما به مسئله آمریکا، بر پایه باور به حل شدن این دشمنی بوده است نه تنها به پیروزی در دنیای سیاست نرسیده ایم بلکه محور شرارت خوانده شدیم و تعلیق صد در صدی! تاسیسات هسته ای مان را پذیرفتیم.

** تا این جا فقط به این پرداختیم که نوع نگاه های تحلیل محور ما چگونه باید باشد، حال از دید دیگری به موضوع نگاه می کنیم. در بین دیپلمات های کشور عده ای علاقمند به ارتباط آمریکا هستند اما علت آن حل و فصل مشکلات داخلی کشور و یا آن چه در بالا اشاره شد نیست بلکه این آقایان دچار استحاله فکری گشته اند. چندی است که غریو «مرگ بر آمریکا» به عنوان پرچم مبازه با استکبار و عینیت بخشی به بخش نفی «لا اله الا الله» توسط افرادی معلوم الحال مورد هجمه ی رسانه ای واقع شده است. یا در مواردی توهین به شهدا به عنوان تحقق بخشان آرمان های انقلاب در دستور کار مدعیان پوشالی آزادی بیان قرار گرفته است. این ها همه بیش تر نشان از غرض ورزی های بدور از تقوا می دهد تا نظراتی کارشناسانه. مگر نه این است که همین آقایان ادعای نزدیکی با امام را داشته اند و مگر نه این است که امروز از قِبَل خط امامی بودنشان خود را صاحبان انقلاب می دانند؟ فریادهای مرگ بر ظالم امام یادشان رفته است؟ جملات تند و رو به جلوی امام کی نشان از کرنش در برابر دشمن داده است؟ مگر امام مصداق عمل به قرآن نبود؟ مگرشما ادبیات قرآن «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» را یاد نگرفته اید؟

امروز عده ای بدنبال حذف ادبیات استکبارستیز امام (ره) در قبال آمریکا هستند و می خواهند با این کار فضای اجتماعی و تصمیم سازی عمومی را به این سمت سوق دهند. آقایان به کمک تمامی ابزارهایی که در اختیار دارند می کوشند تا تضاد ایدئولوژیک میان ایران و غرب فکری (توجه شود نه غرب جغرافیایی) را به اختلافی مصداقی آن هم ازنوع حل شدنی اش تبدیل کنند.

1. غیریت در تمدن یعنی هرچه در تضاد و دشمنی با آن تمدن قرار دارد و به عبارتی هر چه خارج از قلمرو فکری یک جامعه به معنی عام آن قرار داشته باشد غیریت آن خواهد بود.

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها