تبلیغات
. - مسیر فرهنگ در لابلای خاک وزارت خانه ها
.

می نویسم تا بگویم آن چه ناگفتنی است.

مسیر فرهنگ در لابلای خاک وزارت خانه ها

دوشنبه 21 مرداد 1392

نوع مطلب :مسائل روز، 

 

در سراسر گیتی فرهنگ را ید اصلی ضمانتی اجرای قوانین می دانند. در کشوری که تناسب بین فرهنگ و قانون وجود داشته باشد ارتکاب به جرم به مراتب کمتر و سطح رضایت از زندگی در بین اقشار مختلف جامعه بیشتر خواهد بود. دلیل این ارتباط در تعریف فرهنگ نهفته است. اگر اخلاق را ملکیات رفتارهای اختیاری انسان بدانیم، فرهنگ می شود مجموعه ای از اخلاقیات که در سطح جامعه نهادینه شده باشد. هرچند فرهنگ به صورت مضاف بسیار به کار می رود مثل فرهنگ رانندگی و فرهنگ آپارتمان نشینی، آن چه مد نظر است فرهنگ عمومی جامعه است که به تبیین مناسبات اجتماعی افراد با یکدیگر در سطح کلان مربوط می شود. کشور ایران که یک کشور اسلامی و داعیه دار تشکیل یک تمدن اسلامی است، فرهنگ خود را مبتنی بر آموزه های اصیل اسلام پایه ریزی کرده است و این موضوع را در کنکاش تاریخ پس از اسلام ایران نیز می توان مشاهده کرد.آن چه در این مقال به آن می پردازیم رویکرد فرهنگی دولت های پس از دفاع مقدس است.

1.        دولت کارگزاران

در شرایط پس از جنگ در هر کشوری آن چه مهم می نماید رسیدگی به امور شهرها و روستاهای جنگ زده و جبران خسارت های ناشی از جنگ در این مناطق است. معمولا در این مواقع توجه کمتری به همراه کردن کارهای فرهنگی با فعالیت های عمرانی می شود و این یک خطر بزرگ است. در سال های پس از جنگ دولت آقای هاشمی با رویکرد سازندگی به میدان وارد شدند و بنا به گزارشات و گفته های خودشان بنا را به آباد کردن ایران بالاخص شهرهای جنگ زده گذاشتند.(این که تا چه حد در این وادی موفق بودند از حوصله ی این متن خارج است.) چیزی که مهم است عدم توجه به مقوله ی مهم فرهنگ در این دوران است. لذا پدیده ایی که در این دوران بسیار به چشم می خورد گرایش مردم به سمت اشرافیگری است. البته این امر به سبب سیاست های اقتصادی دولت است که باعث تشکیل فواصل طبقاتی بسیاری در بین فشر مرفه و قشر ضعیف جامعه گشت.اگر دولتمردان آن زمان می توانستند فرهنگ قناعت و ایثار و شکیبایی را که مردم 8 سال آن را تمرین کرده بودند حفظ کنند و در کنار آن به آباد ساختن شهر ها بپردازند شاهد تحولی شگرف در نوع برخورد مردم با مشکلات اقتصادی پس از جنگ بودیم.متاسفانه حضور افرادی که معتقد به لزوم جدایی قشر متوسط و ضعیف از متموّلین بودند در بدنه دولت کار را به سمت و سویی کشاند که در سال های بعد تبعات آن دامن گیر دیگر دولت ها شد.

2.        دولت اصلاحات

پس از دولت آقای هاشمی نوبت به سید محمد خاتمی رسید تا با پیشینه ای فرهنگی که از دوران وزارتش بر وزارت ارشاد اندوخته بود زمام امر ریاست جمهوری را به دست بگیرد. خاتمی که با شعار توسعه سیاسی پا به عرصه انتخابات گذارده بود، فرهنگ را بخشی از سیاست می دانست و به خوبی به نقش موثر فرهنگ در پیشبرد اهداف سیاسی خود واقف بود. فرهنگ دوره ی خاتمی را باید از وزارت فرهنگ و ارشاد و حتی تمامیت دولت فراتر دید. متصدی فرهنگ در 8 سال اصلاحات بیش از آن که سیاست گذار و تصمیم گیرنده باشد مجری برنامه های حلقه ی کیان و روزنامه ها و رسانه های مرتبط با آن بود. افرادی چون عطاا.. مهاجرانی، حسین فرج دباغ(سروش)، اکبر گنجی و دیگرانی که آن روزها تاثیرگزاران دولت در عرصه فرهنگی بودند اصولا اعتقادی به برتری اسلام نداشتند و بالطبع در جهت پرورش فرهنگ اسلامی تلاشی نمی کردند. البته کار به همین جا ختم نمی شود. توهین هایی که به بزرگان حوزه ها انجام می شد و شبهه پراکنی های ناحقی که صورت می گرفت مبین طرح تز پیش تعیین شده ای برای تغییر ذائقه مردم به سوی غرب است.که باید بگویم تا حدی به این هدف نائل شدند. اگر بخواهیم به فرهنگ دولت خاتمی اسمی اتلاق کنیم که گویای همه چیز باشد باید آن را فرهنگ سیاستی نامید.

3.        دولت مهر

پس از 16 سال  دولتی سر کار آمد که ساده زیستی و عدالت را علم کرده و بر دوش خود گرفته بود. این برای مردم فهیم و انقلابی ایران نوید سال های پرطراوتی را در عرصه فرهنگ می داد دولت احمدی نژاد در 3 تیر 84 از مردم رای اعتماد گرفت و به عنوان نماد واقعی مردی از جنس مردم پا به عرصه گذاشت. شاید بتوان گفت اولین باری بود که بدنه مذهبیون خود را صاحب نماینده ای خدمتگزار می دیدند و انتظارهای بالایی که ناشی از عدم توجه دولت های قبل بود را بر گرده ی دولت نهادند. که باید اذعان داشت وظیفه دولت هم جز برآوردن این نیاز ها نبود. ولی عدم تجربه کافی و کمبود نیروی متخصص لازم در بازوان فرهنگی دولت مثل سینما و صدا و سیما ، و یا در دیگر وادی های اجرایی فرهنگ و از طرفی کارشکنی بعضی، و دست در دست بیگانه و دشمن گزاردن بعضی دیگر کار را برای دولت به شدت سخت کرد. با این حال شاهد فعالیت های فرهنگی نسبتا مفید ولی اندک بودیم. شاید اگر توانایی تکنیکی و تخصصی متولیان امور اجرایی فرهنگ قدری بالاتر بود صحنه به گونه ای دیگر رغم می خورد. در هر حال کارنامه ی دولت احمدی نژاد هر چند از دولت های پیشین نمره ی بسیار بالاتری می گیرد ولی نیمه ی خالی لیوان فرهنگ هنوز جا برای کار فرهنگی زیاد دارد.

در پایان جمله ای را از یکی از فعالین عرصه فرهنگ نقل می کنم که به نظر مشکل عمومی فعالیت های فرهنگی را متذکر می شود.

«کار فرهنگی پیش از آن که فرهنگی باشد یک کار است.» وحید جلیلی

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها