تبلیغات
. - دردهایی که خواص دوران امام سجاد(ع) به آن مبتلا شدند.
.

می نویسم تا بگویم آن چه ناگفتنی است.

دردهایی که خواص دوران امام سجاد(ع) به آن مبتلا شدند.

دوشنبه 12 تیر 1391

نوع مطلب :

آیت الله صفـایی بوشهـری نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر در یادداشتی محققانه و مستند به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیه‌السلام،  ضمن تحلیلی گذرا بر زندگانی چهارمین امام شیعیان حضرت زین‌العابدین علیه‌السلام با یادآوری غربت جانگداز ولایت در این دوران، این مظلومیت و  غربت را محصول عدم ولایت‌مداری خواص و مردم کوفه در جریان کربلا برشمرد.

برای دیدن ادامه متن به ادامه مطلب بروید. 

دردهایی که خواص دوران امام سجاد(ع) به آن مبتلا شدند.

آیت الله صفـایی بوشهـری نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر در یادداشتی محققانه و مستند به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیه‌السلام،  ضمن تحلیلی گذرا بر زندگانی چهارمین امام شیعیان حضرت زین‌العابدین علیه‌السلام با یادآوری غربت جانگداز ولایت در این دوران، این مظلومیت و  غربت را محصول عدم ولایت‌مداری خواص و مردم کوفه در جریان کربلا برشمرد.

به گزارش رجانیوز، این استاد برجسته حوزه به معرفی سه گروه ضد ولایی با رویکردهای مختلف که  امام سجاد علیه‌السلام در جریان کربلا  آنها را تجربه کرد، پرداخت.

بسم الله الرحمن الرحیم

"اَلْحَمْدُ لِّلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّی اللّهُ علی مُحمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ، سِیَّما بَقیَّةِ اللّهِ فِی الأَرَضِینَ وَ لَعْنَةُ اللّهِ علی أَعْداِئهِمْ أَجْمَعِینَ"

 

 

وَلَقَدْ أرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِی شِیعِ الْأوَّلِینَ*وَمَا یأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ یسْتَهْزِءوُنَ[1]

ما پیش از تو پیامبرانی برای اقوام پیشین فرستادیم و هیچ پیامبری بر آنان نیامد مگر اینکه او را تحقیر و به سخریه می‌گرفتند.

یکی از آموزه‌های بسیار عبرت آموز تاریخ ادیان و اسلام، غربت جانگداز ولایت در زمان امامت امام سجاد علیه السلام است.

بعد از واقعه عاشورا و اسارت خاندان پیامبر گرامی اسلام , جهان اسلام چون برهوتی خشک از مودّت و محبت و پاسداشت مقام ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام گردید. بی‌وفایی، ترس از موقعیت، عدم شجاعت و تحلیل‌های غلط و تأثیر جریان فتنه چنان کرده بود که مقام ولایت و امام سجاد علیه‌السلام در تنهایی‌های کم سابقه‌ای در طول تاریخ ادیان الهی و اسلام قرار گرفته بود.

آری، گویا این رسم تاریخ جبهه دینی است که اولیای الهی همواره گرفتار فتنه‌های جبهه دین ستیزی شده و یاران برخی شهید و برخی دیگر یکی پس از دیگری به علت‌های گوناگون ریزش می‌کنند و اندکی مؤمنان ولایت‌مدار در کنار ولایت باقی می‌مانند.

چنانکه برخی از یاران حضرت موسی، عیسی، رسول خدا پیامبر اعظم  و همچنین امیر مؤمنان، امام حسن مجتبی و سالار شهیدان علیهم‌السلام نیز با هجوم امواج فتنه‌ها شهید شده و بعضی دیگر دچار سقوط ضد ولایی گردیدند.

 امیرمؤمنان امام علی ابن ابی طالب علیه‌السلام دراین‌باره می‌فرماید:

«فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ إِلاَّ أهْلُ بَیْتِی، فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ المَوْتِ، وَ أغْضَیْتُ عَلَى القَذَى، وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجَا، وَ صَبَرْتُ عَلى أخْذِ الْکَظَمِ، وَ عَلى أمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ»[2]

«پس به اطراف خویش نگریستم و هیچ یاوری جز خاندان خویش نیافتم بر مرگ و کشتار آنان راضی نشدم. چشم پر از خار و خاشاک را به ناچار فرو بستم وبا گلویی که گویا استخوان شکسته در آن گیر کرده بود جام تلخ حوادث نوشیدم خشم خود را فرو خوردم و بر نوشیدن جام تلخ‌تر از گیاه علقم شکیبایی نمودم».

 

«فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی رَافِدٌ وَ لَا ذَابٌّ وَ لَا مُسَاعِدٌ إِلَّا أَهْلَ بَیْتِی فَضَنَنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَنِیَّةِ فَأَغْضَیْتُ عَلَى الْقَذَى»[3]

«پس به اطراف خویش نگریستم و هیچ یار و یاوری مگر خاندان خود نیافتم، از مرگ و کشتار آنان ترسیدم و چشم خویش را که گویا پر از خار و خاشاک بود فرو بستم».

امام سجاد علیه‌السلام در دوران 33 ساله امامت خود شاهد غربت ولایت بود. اندکی از افراد با بصیرت پاسدار حریم ولایت بودند. در تاریخ تعداد آنان 20 نفر شمرده شده است و امام در تنهایی بسیار غم‌انگیزی قرار داشت و این غربت محصول عدم ولایت‌مداری خواص و مردم کوفه در جریان کربلا بود.

جناح و جبهه‌های سیاسی اموی، زبیری و مروانی  با طراحی‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی به دنبال اهداف سیاسی و دستیابی به قدرت و محو نمودن خط ولایت بودند، آنان با آن که با هم اختلاف داشتند ولی در این امر دارای یک هدف واحد بودند.

روزی یکی از مردم مدینه که خود را پیرو اهل بیت علیهم‌السلام می‌دانست از امام سجاد علیه‌السلام  پرسید: چگونه روزگار را می‌گذرانی؟ امام فرمود: آیا شما فکر می‌کنید که پیرو ما هستید در حالی که نمی‌دانید بر ما شب و روز چگونه می‌گذرد؟! و امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب علیه‌السلام آن یگانه دوران، توسط اصحاب فتنه مورد توهین قرار می‌گیرد و دشمنان برای تخریب شخصیت وی هزینه می‌کنند.[4]

همچنین فرد دیگری خدمت امام سجاد علیه السلام رسید و گفت: ای فرزند رسول خدا، من از شیعیان خالص شما هستم، آن حضرت در پاسخ فرمود:

«یَا عَبْد الله فَإذا أنْتَ کَإبراهیم الخلیل الذی قالَ الله *وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ * فَإِنْ کَانَ قَلْبَکَ کِقَلْبِهِ فَأنْتَ مِنْ شِیعَتِنا وَ إنْ لَمْ یَکُنْ قَلْبُکَ کِقَلْبِهِ وَ هُوَ طاهِرٌ مِنَ الْغِشِّ وَ الْغِلِّ فَأنْتَ مِنْ مُحِبِّینَا وَ إلّا فَإنَّکَ بِقَوْلِکِ کَاذِبٌ فِیهِ»[5]

«ای بنده خدا، شما اگر شیعه ما باشید باید پیروی‌تان از ما همانند پیروی حضرت ابراهیم باشد که خداوند درباره ایشان فرمود: بی‌تردید حضرت ابراهیم از پیروان واقعی خداوند بود چون با قلبی پاک خدای خود را ملاقات کرد، پس اگر قلب تو همچون قلب او باشد از شیعیان ما می‌باشی ولی اگر این‌گونه نباشد ولی قلب تو پاک از دغل کاری‌ و نیرنگ باشد تو تنها دوستدار ما هستی و اگر این‌گونه نیز نباشد دروغ‌گو هستی.»

امام سجاد علیه‌السلام در جریان کربلا گروه‌های ضد ولایی مختلفی را تجربه کرده بود:

1-    گروهی مخالف رسمی ولایت بودند، مانند سران جبهه اموی که در صدر آنان افرادی چون عبیدالله بن زیاد، شمر، عمر بن سعد، محمد بن اشعث و خولی بودند.

2-    گروهی دیگر فریب خورده‌های عمومی ‌بودند که یا به طمع به دست آوردن متاع دنیا در جبهه ضد ولایت قرار داشتند و یا دارای تحلیل تحمیلی غلط سیاسی- مذهبی از جانب خواص بودند، مانند توده عوام مردم کوفه که در لشکر یزید قرار داشتند.

3-    گروهی دیگر ریزش کرده‌های جبهه ولایت بودند که با دنیاگرایی به باتلاق سکوت در افتاده بودند و یا به دره‌ی مرگ فضایل انسانی و به لشکر ضد ولایت پیوسته بودند.

4-    گروه دیگر خطوط مختلف سیاسی بودند که خود را کنار کشیده و به دنبال جوسازی و فرصت یابی سیاسی برای قبضه کردن قدرت پس از شکست جبهه ولایت و بد نامی مخالفان آن بودند، مانند عبدالله بن زبیر سردرمدار جبهه زبیریان.

امام سجاد علیه السلام به چشم، غربت ولایت، شهادت و به نیزه رفتن خورشید امامت در کربلا مشاهده کرد و خود نیز در دنیای تنهایی خویش در اندیشه بازسازی جبهه ولایت با توکل به خدا بود.

افرادی اندک ولایتمدار چون ابوحمزه ثمالی، یحیی ام طویل، سعید بن جبیر، سعید بن مسیّب در کنار امام بودند و جبهه ولایت را رها نکردند و امام با درایت معصومانه خویش با یاری یاران راستین و اندک خود، اسلام راستین را دوباره با تربیت منابع انسانی سالم و گسترش فرهنگ غنی اسلامی در قالب دعا در صحیفه سجادیه و بیانات خود احیا کرد و با رویش چهره‌های جدید ولایی و افشای چهره کریه جبهه ضد ولایت و اجرای سیاست صبر و بصیرت‌زایی، جبهه ولایت مانا گردید و فضا برای گسترش فرهنگ ولایی برای امام باقر و امام‌صادق (علیهما السلام) مهیا و باعث احیا و ماندگاری اسلام راستین گردید.

اما این را باید بدانیم که امام سجاد علیه‌السلام 33 سال بر مظلومیت و غربت ولایت اشک ریخت. برخی از ساکتین و عاملان جنایت در کربلا پشیمان شدند، خاک توبه بر سر ریختند ولی دیگر فایده‌ای نداشت.

نظام ولایت و جبهه ولایتمدار توسط دشمنان قلع و قمع شده بودند و فضای اختناق و سرکوب بر تمام جغرافیای سرزمین های اسلامی حاکم شده بود. سستی و کاهلی خواص بی‌بصیرت و دنیاگرا و بی‌وفایی و ترس عوام مردم چنان ضربه‌ای به ساختار جبهه ولایت وارد کرده بود که قیام‌های متعدد توابین و نادمان از عملکرد خود در بحران و فاجعه کربلا نیز اثر‌بخش نبود چرا که آنچه نباید می‌شد شده بود، مانند قیام اول توابّین در سال 65 در کوفه به رهبری «سلیمان بن صرد»، «مصیب بن نجبه»، «عبدالله بن سعد»، «عبدالله بن وال» و «رفاعة بن شدّاد» که توسط حکومت اموی شکست خورد و همچنین قیام دوّم در سال 66 بعد از مرگ یزید به رهبری «مختار» که کوفه را نیز از چنگ امویان آزاد کردند و دولتی مستقل از حکومت اموی و زبیری تشکیل داد ولی چون ساختار و فرهنگ ولایتمداری در جریان کربلا شکسته شده بود و آثار تخریبی آن به طور گسترده در تمامی لایه‌های خواص و تمام جامعه نفوذ کرده بود دیری نپایید که سقوط کرد و اکثر افراد آن کشته شدند.

این قیام‌ها و شکست‌ها نتیجه عدم حمایت از ولایت در موقع خود بود، آنان ولایت سید الشهداء علیه‌السلام را در آن موقع حساس پاس نداشتند بعد از آن آگاهی و انگیزه قیام پیدا کردند که دیگر فایده‌ای نداشت، و امام سجادعلیه‌السلام نیز رهبری این قیام‌ها را به همین جهت به عهده نگرفت و آنان نیز با طراحی خود این امور را انجام دادند و آثار مخرب آن را نیز تجربه کردند.

بعضی هنرمند بودند و برخی مشاهیر جهان اسلام و گروهی از صحابی و تابعین رسول خدا صلی‌الله‌وعلیه‌وآله بودند. اما دنیاگرایی و ساده‌اندیشی و نداشتن قدرت بالای فکر و اندیشه آنان را به سراشیبی سقوطی تاریخی کشاند.

شگفت‌انگیز است که در تاریخ امامت حضرت سجاد علیه‌السلام همواره آن حضرت در خدمت مردم بود ولی دیده نشد که یکی به حضرت بگوید آیا شما چه می‌فرمایید، چه امر و یا کاری دارید. همه، چه خودی و چه غیر خودی به دنبال اهداف خود بودند و می‌خواستند از طریق امام به آن برسند.حتی برخی از این غربت استفاده کردند و جبهه و مکتب برای خود درست کردند، مثل فرقه کیسانیه و مانند افرادی چون زهری که خود را جلوتر از امام و پیشگام در علوم می‌دانست، وی دارای برداشت‌های غلط دینی، افراطی‌گری و به دنبال ایجاد تشکل علیه امام بود، خیلی‌ها را فریب داد و با دروغ پردازی‌های زیبا نما، ساده دلان را به ورطه مخالفت با امام واداشت.

بسیاری از خودی‌ها با عذرآوری‌های بیجا و بی‌مورد امام را تنها گذاشتند و جنایات حّره و دیگر فجایع را باعث شدند.

 خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمَى[6]

هر که ازذکر خدا روی گرداند بی‌تردید دارای زندگی تلخ و سخت خواهد شد و روز قیامت او را کور محشور می‌کنیم.

یکی از مصادیق بارز ذکر خدا، ولایت است. ولایت مفاد قرآن و مهم‌ترین عامل حیات دین است.

خواص و برخی از مردم که ولایت را تنها گذارده و روی برگرداندند هم در دنیا گرفتار زندگی سخت حاکمیت بنی‌امیه و بنی‌مروان شدند و هم در آخرت خداوند آنان را کور محشور می‌کند زیرا در این دنیا چشم بر ولایت بستند و ولایت را نادیده انگاشتند.

در آخرت آن‌ها می‌گویند:

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِیرًا[7]

«پروردگارا! چرا مرا کورمحشور کردی؟! در حالی که من بینا بودم!»

خداوند جواب می‌دهد:

قَالَ كَذَلِكَ أتَتْكَ آیاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیوْمَ تُنْسَى[8]

«این چنین آیات من بر تو هویدا شد ولی تو آن‌ها را نادیده انگاشتی پس همانگونه نیز امروز تو نادیده گرفته می‌شوی».

امروز میدان عمل به تجارب و عبرت‌های تاریخی گذشته برای ماست، ما باید در کنار ولی فقیه مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (دامت‌برکاته العالیه) با تمام توان حامی ولایت باشیم وگرنه مبتلا به همان دردهایی خواهیم شد که مردمان و خواص دوران امامت امام سجاد علیه‌السلام مبتلا شدند و تاریخ و آیندگان نیز همان گونه که درباره آنان قضاوت می کند درباره ما نیز قضاوت خواهند کرد و عاقبتِ آخرتی نیز جز عذاب چیزی نخواهد بود.

********

[1] . سوره حجر، آیه: 10 و 11. 

[2] . نهج البلاغه، خطبه: 26.

[3] . نهج البلاغه، خطبه: 217.

[4] . اقوال الائمه، ج 8، ص138، مجمع البیان،‌ ج 4،‌ص239، چلچراغ آسمان عصمت، ص 172.

[5] . بحار الانوار، ج 68، ص 156، چلچراغ آسمان عصمت، ص 174.

[6] . سوره طه، آیه: 124.

[7] . سوره طه، آیه: 125.

[8] . سوره طه، آیه: 126.

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها